|
|
|
|
|
|
|
لحظه ی دیدار |
|||
|
صدای تیک تیک ساعت منو پریشون می کنه ...
لحظه ها و ثانیه ها برای رسیدن به تو کم تر میشن ... داری میای . صدای پاهات رو می شنوم ... یه شاخه گل رز قرمز توی دستم گرفتم و می خوام بهت هدیه کنم چشمم رو به انتهای این جاده دوختم . لحظه ی دیدار نزدیک است ...
|
|||
|
2
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 22:45 توسط پرنیان پوش
|
|
|||